Orbit

در کنارِ خودم هستم

Orbit

در کنارِ خودم هستم

Orbit

نویسنده واقف نیست چیزی را بنویسد که،شما از آن سر در بیاورید!
از دید یک مهندس،از دید یک آشپز،از دید یک هنرمند،همان تنهایی هست که بود.

بایگانی

خونه ی ما دوره دوره

شنبه, ۲۸ دی ۱۴۰۴، ۱۰:۴۲ ق.ظ

چهارشنبه شب بلیط داشتم و راه افتادم سمت اینجا.

حس تنها سفر کردن همچنان عجیبه با اینکه بارها انجامش دادم و کاملا هم تنها نبودم وقتی به مقصد رسیدم اومدن دنبالم اما بازم برای من تازگی داره.

کلی کار مونده و هنوز کلی وقت و پول لازم داره، کوچیکه خیلی کوچیک شبیه یه لونه پرنده.

اما حسی که ازش میگیرم بد نیست :) از طرفی گاهی وقتی بهش فکر میکنم که یه لول صعود کردیم خوشحال میشم اما غمگین هم میشم برای کسایی که نمیتونن انجامش بدن...

عین.الف بهم گفت باید کلید رو بسازه و بهم بده.

الان یادم اومد جاکلیدی هم میخوام :)

کاش قلب ما آروم میشد...

۰۴/۱۰/۲۸
tahi :D

نظرات (۴)

رفتی از ایران؟
کلی حس خوب برای خونه ات💙
پاسخ:
سلام عزیزم نه هنوز :)))) کاش میشد
ممنونم از دعای زیبات مهربون
۲۸ دی ۰۴ ، ۲۱:۵۸ عَلیرِضا ‌‌
چی بهتر از این؟ :)
تبریک میگم بهت.
پاسخ:
واقعا حس خوب و غریبیه..
ممنونم از محبت شما :)
۲۸ دی ۰۴ ، ۲۲:۲۹ ابوالفضل ...
سفر تنهایی دنیای خودش رو داره رفیق قدیمی...
پاسخ:
سفر تنهایی واقعا هیچوقت برام تکراری نمیشه
یاد روزهایی که مینوشتم از فیروزکوه و درخت آلبالو :) افتادم
۲۸ دی ۰۴ ، ۲۲:۵۳ ابوالفضل ...
هعیییی دلم تنگ شد برای فیروزکوه 😢
پاسخ:
حتی منی که زیاد نرفتمم دلم تنگ شده برای اونجا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.